ابو القاسم راز شيرازى

201

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

ضايع خواهد شد ، و نور عقل و روح را مستور و محجوب خواهد نمود . لهذا انسان را در ذكر الهى مىبايد تابع قلب و عقل شود تا آنكه ذكر لسانى و عقلى و قلبى - بكمال - حاصل آيد و عبد ، متحقّق به حقيقت ذكر شود ، تا حقيقت ذكر باعث شود تحقّق عبد را به حقيقت طاعت ، و حقيقت طاعت ، باعث تحقّق عبد به عبوديّت گردد ، و ثمرهء تعلّق روح به بدن كه عبوديّت است حاصل شود و از تحقّق عبوديّت ، متحقّق به معرفت ربوبيّت گردد و عبد ، عارف كامل گردد و مرضىّ و راضى از حقّ تعالى گردد و رجوع به عالم ربوبيّت نمايد كه : ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً ، و به امر فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي داخل در حزب عباد كاملين شده به جنّت قرب الهى فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ فايز گردد . بعد مىفرمايد كه تطابق لسان با قلب و عقل به جهت آنست كه حضرت « عالم السّرّ و الخفيّات » « 68 » ، عليم و داناست به ظاهر و باطن تو ، و حذر كن كه در حضور چنين عالم خبير بصيرى ، مخالف باشد قلب و عقلت لسان ترا در ذكر ، و كاذب شوى در ذكر كردن حقّ تعالى و از اهل غفلت و ضلالت و عصيان محسوب شوى . و حضرت امام عليه السّلام به جهت تحصيل حضور قلب و توافق قلب و عقل و لسان و ذكر الهى دستور العمل بيان فرموده كه : باش مثل انسان در حالت « نزع روح » « 69 » ، يا مثل كسى كه واقف باشد در عرض اكبر قيامت ؛ زيرا كه در اين دو حال ، حضور حقّ تعالى دست مىدهد ، و سطوت الهى در قلب و عقل ، مؤثّر مىشود و باعث رفع اشتغال نفس از آنچه غير مطلوب حقّ تعالى است مىگردد و مشغول مىشود به تكاليف و اوامر و نواهى و وعد و وعيد پروردگار ، و مشغول

--> ( 68 ) - دانندهء راز و نهانيها ( 69 ) - جان كندن